استاد محمد نادری دره شوری
متولد ۱۰ مرداد سال ۱۳۳۰ در منطقه دره شور ،محل ییلاق طایفه دره شوری .
از پدری حکیم بنام منوچهر فرزند ملا سلیمان که یکی از بزرگان بنام این منطقه بود و مادری فرزانه بنام گل نگار از تیره مرادخانلو به دنیا آمد که
نام یگانه پسرشان را محمدقلی گذاشتند .
محمد نادری دره شوری در دامان پدر و مادری پرورش یافت که در عین مهربانی و صمیمیت ، اقتداری اعجاز انگیز در خاموش کردن شورهای بپا شده از ندانم کاریها داشتند و با صفای درونشان همواره صدر نشین تمام محافل انس و عطوفت بودند.
زمانی که به سن تحصیل رسید ، محل سکونت خود را رها و به سمیرم آمدند تا وجود پسرشان با چراغ دانش منور گردد.
محمد نادری دره شوری پس از سپری کردن دوران تحصیل ، وارد دانشسرای عشایری شد و در سنگر دانش تحت فرماندهی مدیر کل افسانه ای به پیکار با بیسوادی در ایل پرداخت.
در سال ۱۳۵۸ وارد دانشگاه شیراز شد که همزمان با اوج شور انقلاب اسلامی که به مدت چند سال تعطیل شد و پس از بازگشایی موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته ادبیات فارسی گردید.
وی در شهرستانها و بخش های مختلفی برای ادای دین خدمت نمود اما سالهای آخر خدمت رسمی خود را در مجموعه هنرستانهای شبانه روزی آب باریک شیراز گذراند و مهندسین بسیاری را به جامعه تحویل داد .
وی دبیر نمونه ادبیات سال چهارم بود و به دلیل آمار قبولی بالای دانشگاه هنرستانهای کشاورزی و شهید مطهری عنوان نمونه را به خود گرفتند.

پس از بازنشستگی نیز آرام ننشست .
برای اعتلای فرهنگ و ادبیات در میان جوانان لحظه ای را از دست نمیداد .
مصداق بارز این کلام بیدل دهلوی بود که ؛
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

استاد محمد نادری دره شوری اسطوره ا ی بی مانند ، ادیبی فرهیخته و فرهنگوری حاذق بود که پشتکارش برای فرهنگ و قومش بی مانند بود. زیرا هرجا که سخن از ایل و فرهنگ بود حاضر میشد و همچون مرواریدی با اقتدار می درخشید .

درمیان دوستانش ملقب به نادری مأذون بود که وی را امانتدار زمزمه های پنهان مأذون میگفتند و بنیانگذار و پدر ادبیات و فرهنگ قشقایی می نامیدند .
شاعری توانمند که به تمام دستورات و قواعد تسلط کامل داشت و با نام « نادم » که برگرفته از نام خانوادگی و نام خود بود ، شعر میگفت ،
آنچنان که در شرح حال خویش میگوید :
نادمم ، نادری ائلینگ اوشاغی
ادیب و شاعرم ، دیلیم دایاغی
ائلیمینگ یاغیندا گؤرم قورداغی
قینجرم باشینی ، یاتا بیلمه نم

استادی بااخلاق که به آیات قرآن نیز به خوبی معرفت داشت.

و با برگزاری کلاسهای مختلف ادبی سعی در انتقال دانشهای آموخته به جانهای تشنه و جوانان جویای ادبیات ایل بود .
یکی از دانش آموختگان و شاگردان مکتب استاد بهمن بیگی که حق شاگردی را با خلوص دل و تمام جان تا لحظه آخر زندگی به جا آورد.
و در آذر ماه سال ۱۳۹۳ حدود هفت ماه قبل از سفر ناباورانه اش موفق به دریافت تندیس پانزدهمین دوره جایزه ترویج علم ایران ، در برج میلاد تهران شد.
گرچه زمان فرصت تمام کردن خواسته ها و کارهایش را نداد و پس یکسال هنوز جای خالی اش در محافل کاملا هویداست.
اما آثار بجا مانده بسیاری از وی باقیست.
مواردی که تاکنون به چاپ رسیده :
سیری در بوستان قشقایی کتاب مجموعه اشعار مأذون چاپ اول سال ۱۳۷۹ و چاپ دوم ۱۳۹۴ .
قوم شناسی
دانشسرای عشایری
دهها مقاله ادبی بینظیر چون :
رد پای روشن باران

چند کتاب دیگر در دست چاپ داشت که به زودی در آستانه رونمایی می باشد ، از جمله؛
ترجمه اشعار یوسف علی بیگ
گردآوری اشعار حیدر بیگ
داغلار شعری« مجموعه اشعار »
نگارش داستان زیبای نگار محمود
نگارش کامل داستان غریب و صنم
………….

از جمله کارهایی که با مداومت پیگیری می نمود پیدا کردن محل آرامگاه شاعر قشقایی مأذون بود و تشکیل هیأت امنا و شروع عملیات ساخت مقبره این عارف بزرگ.
دبیر توانمند و فعال شب شعر عاشورایی .
حضور جدی و مستمر در ساخت پروژه بزرگ مجتمع فرهنگی _ مذهبی با نام ابوالفضل العباس« ع » قشقایی که در تاریخ هفتم تیر سال ۱۳۹۴ درمسیر رسیدن به نشست این مجموعه ، دچار سانحه رانندگی شد و باکام روزه در ماه ضیافت الهی ، مهمان خدا شد.
و در قبرستان والفجر شیراز در جوار استاد بزرگ بر روی دستان سیل عظیم دوستداران و داغداران خروشان روی در نقاب خاک کشید و آرام گرفت .

نادم ، اؤلنده یادیمی
قیزیلدن ساخلاد آدیمی
یاز ! داشیما فریادیمی …
منتظر یولداشلارام .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

#

اشتراک این خبر در :