خبرنامه قشقایی

تارنوازی که استاد علمای مشهور شد+عکس

به گزارش پایگاه خبری،تحلیلی جمعیت جوانان قشقایی،از بزرگ زادگان ایل قشقایی و از تیره دره شوری بود. در ایام جوانی مشتاق موسیقی شد و چندی مشق تار کرد وی برای تکمیل آن فن به اصفهان آمد. از مدرسه صدر خوشش آمد و هر روز، صبح و عصر به آنجا می‌رفت.

حکیم میرزا جهانگیرخان قشقایی متولد ۱۲۰۶ خورشیدی و ۱۲۴۳ قمری در شهرستان دهاقان است. وفات وی ۱۲۸۹ شمسی مطابق با ۱۳۲۸ قمری در چنین روزی است.

از جهانگیرخان قشقایی حکایت می‌کنند در هنگام رفتن به مدرسه، در دکان جنب مدرسه، درویشی وی را می‌خواند و از وطن مألوف و حرفه و نسب او جویا می‌شود. جهانگیزخان شرح حال خود را کماکان با درویش در میان می‌گذاشت و می‌گوید: چون گفتار من به پایان رسید، درویش خیره در من نگریست و گفت: گرفتم از این فن فارابی وقت شوی، مطبی بیش نخواهی بود.

گفتم: نیکو گفتی و مرا از خواب غفلت بیدار کردی،‌ هان بگو چه بایدم کرد که خیر دنیا و آخرت در آن باشد. گفت: چنین می‌آید که تو را فضا و هوای این مدرسه پسند افتاده،‌ در همین حجره گرفته به تحصیل علم مشغول باشد. گویند: جهانگیرخان می‌گفت: من بدین مقام، از همت نفس آن درویش و راهنمایی او رسیدم.

قشقایی با اینکه در مراتب علمیه ارباب عمایم بود، از لباس بزرگان ایلات از سر تاپا بیرون نرفته، مانند ایلات کلاه و زلف داشت.

جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمی و مقام قدس تقوی و نزاهت اخلاق و حسن تدبیر، تحصیل فلسفه را که مرهون بود و با کفر و الحاد مقرون، از بدنامی نجات داد و آن را در کنار درس فقه و اخلاق رایج مطلوب کرد. وی معمولا دو ساعت از آفتاب بر آمده به ترتیب فقه، و شرح منظومه حکمت و سپس اخلاق تدریس می‌کرد.

آثار وی عبارت‌اند از: شرح نهج‌البلاغه و تصحیح ترجمه اشارات که در هزاره شیخ، در سال ۱۳۱۶ هجری به طبع رسید. وی به صورت مجرد در مدرسه صدر اصفهان می‌زیست.

پس از اینکه دکتر معالجش (دکتر میرزا مسیح خان) متوجه وخامت حالش شد، خان تبسمی کرد و به او گفت: هر چه تو می‌دانی من هم می‌دانم، من چاق شدنی نیستم. میرزا مسیح خان، دکتر شافتر را آورد و دکتر نسخه نوشت و دواها را از مریض خانه انگلیسی ها تهیه کردند.

خان آنها را نخورد. سه چهار ساعت از شب گذشته بود که خان گفت: رختخواب را رو به قبله بکشید، سپس یک لیوان آب خوردن خواست. پس از آن به ذکر حق مشغول شد و چند لحظه بعد در گذشت. تمام علما در آن شب حاضر شدند. صبح فردا تشیع جنازه شد و آقا نجفی بر او نماز خواند و در تخت فولاد اصفهان دفن شد.

از نظر زندگی هم از مال الاجاره زمین خود ـ که سالانه چهل تومان بود ـ امور خود را می‌گذراند.

او از شاگردان محمدرضا قمشه‌ای، ملااسماعیل اصفهانی، درب کوشکی و میرزا عبدالجواد حکیم خراسانی مقیم اصفهان بوده است.

آیت الله جهانگیر خان قشقایی در علوم نقلی و عقلی، به ویژه در حکمت به مرحله کمال رسید و در مدرسه صدر ه تدریس پرداخت. بزرگان از اهل علم و ادب برای استفاده از مکتب متعالی وی شتافتند.

حکیم قشقایی گاه در شبستان مسجد جارچی تدریس می‌کرد.

او روزهای پنجشنبه و جمعه، به تدریس ریاضی و هیئت می‌پرداخت. وی گاهی به تدریس نهج البلاغه می‌پرداخت و آن را با حکمت، تحلیل می‌کرد. نزدیک به ۱۳۰ نفر در درس شرح منظومه وی شرکت می‌کردند

وی سطوح مختلف دروس حوزوی ـ حتی رتبه عالی درس خارج را ـ تدریس می‌کرد.

او کتاب‌های اسفار و شفا و شرح منظومه را با بیانی شیوا تدریس می‌کرد.

*شاگردان

شاگردان وی عبارت‌اند از: آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی، حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی، شیخ محمدجواد لادینهی حکیم، آقا ضیاءالدین عراقی، آقامیرزا محمدرضا مهدوی قمشه‌ای، اقانجفی قوچانی، اقاشیخ محمدحسن نجف آبادی، آخوند ملامحمدعلی خوانساری، آقاشیخ محمدعلی یزدی، شیخ محمدحکیم بن آخوند ملازین الدین گنابادی و …که آخری شاگرد کاملا ویژه او در همان مدرسه صدر مانند استادش مجرد می‌زیست. حوزه درسش بعد از خان، گرم ترین و معروف ترین حوزه‌های درس فلسفه شمرده می‌شد.

همچنین آقا سید حسن مشکان طبسی، حاج مشیرالملک نائینی، سیدمحمدکاظم موسوی اصفهانی، حکیم الهی حاج میرزا علی آقا شیرازی و .. نیز شاگرد وی محسوب می‌شوند.

مخالفت با علم فلسفه در زمان حکیم قشقایی به قدری زیاد بود که جلال‌الدین همایی می‌نویسد: «مرحوم قشقایی فلسفه را در اصفهان از تهمت خلاف شرع و بدنامی کفر و الحاد نجات داد. سهل است که چندان به این علم رونق بخشید که فقها و متشرعان نیز آشکارا با میل و علاقه روی به درس فلسفه نهادند؛ و آن را مایه فضل و مفاخرت می‌شمردند.»

مرتضی مطهری درباره شخصیت و جایگاه علمی و معنوی حکیم قشقایی چنین می‌نویسد: «مرحوم خان، علاوه بر مقام علمی و فلسفی، در متانت و وقار و انضباط اخلاقی و تقوا نمونه بوده است. تا آخر عمر در همان لباس عادی اول خود باقی بوده و فوق العاده مورد ارادت شاگردان و آشنایان بوده است.»

همچنین مرحوم شیخ عباس قمی مؤلف کتاب مفاتیح الجنان در احوالات این حکیم فرزانه چنین بیان می کند: «حکیم قشقایی عالمی جلیل و فاضلی دانا بود که در علوم معقول و منقول و در عرفان به کمال رسیده بود. او در علم و عمل به جایی رسید که بزرگان از شهرهای دیگر به حوزه درسش می آمدند».

مزار جهانگیرخان قشقایی در قبرستان تخت فولاد اصفهان