کد خبر:1728
پ
a__60_

مهاجرت بزرگ ایل قشقایی به مناطق نفت خیز خوزستان

(عکس تزئینی می باشد ) حتما لازم است عوامل دیگری که به کمک فقر و فشار اقتصادی پیش آمد تا گروه بزرگی از عشایر را مجبور به ترک زندگی ایلیاتی نموده و مهاجرت را قبول نمایند.یاد آورشویم به طور کلی این نوع مهاجرت های بزرگ در درجه اول معلول مسائل اقتصادی است که در اثر […]

(عکس تزئینی می باشد )

حتما لازم است عوامل دیگری که به کمک فقر و فشار اقتصادی پیش آمد تا گروه بزرگی از عشایر را مجبور به ترک زندگی ایلیاتی نموده و مهاجرت را قبول نمایند.یاد آورشویم به طور کلی این نوع مهاجرت های بزرگ در درجه اول معلول مسائل اقتصادی است که در اثر پیش آمدهای طبیعی مانند خشک سالی (کمبود ریزش های جوی ) که سبب قحطی های خانمان برانداز است که عده زیادی از عشایر را از هستی ساقط می ساخته ، در نتیجه باعث شد که عده زیادی از افراد ایلات به شهرها و دهات اطراف مهاجرت نمایند.

در درجه بعد ناشی از عوامل و فشارهای سیاسی است. البته عوامل دیگری نیز ممکن است سبب مهاجرت از ایل گردد که استثنایی بوده و قابل ذکر نمی باشد. این مهاجرت ها گاه جزیی و پراکنده و تدریجی و گاه دسته جمعی و گروهی انجام می گردد. (۱) در مورد مهاجرت های مهم به یک مورد آن که در زمان های گذشته اتفاق افتاده است اشاره می شود:

لرد کرزن در سفرنامه خود به ایران اشاره به یک قحطی و خشک سالی می نماید که در سال ۱۸۷۱ میلادی برابر با ۱۲۸۸ هجری قمری پیش آمده است که همراه با تعدی ماموران دولتی و زد خوردهای داخلی بوده است. او مینویسد: هر ایلی دو فرمانده دارد یکی ایلخانی و دیگری ایل بیگی ، ایل بیگی فعلی قشقایی داراب خان و ایل خانی غایب آن سلطان محمد خان است. لرد کرزن اشاره به ابن موضوع دارد که در زمان محمد قلی خان قشقایی سلطان محمد خان ایلخان فعلی جمعیت ایل از شصت هزار خانوار هم متجاوز بود. ولی رفته رفته این عده در اثر«عواملی چون قحطی و شیوع بیماریهای مسری» مبادرت به مهاجرت نمودند ، پنج هزار خانوار به ایل بختیاری، پنج هزار خانوار به ایل خمسه ملحق شدند و چهار هزار خانوار هم ده نشین شدند.(۲)

عامل دیگری که سبب مهاجرت بزرگ عشایر قشقایی در اوایل جنگ بین الملل اول گردید اختلاف شدید بین کلانتران که مستقیما زیان آن متوجه طبقات پایین عشایری گردید، و بارها هر تیره ای مورد نهب و غارت واقع شده و یک مهاجرت بزرگ به دهات و شهرها پدید آمد. قسمت اعظم مهاجرین از طایفه کشکولی بزرگ بودند. زیرا مرکز این اختلاف ها و کشمکش ها در طایفه کشکولی بزرگ قرار داشت. این مهاجرت بزرگ مصادف با کلانتری ابوالفتح خان بود به همین جهت بین عشایر قشقایی به (سال ابوالفتح خانی) معروف است (۳) در ملاقاتی که با ملک منصور خان آخرین ایلخان قشقایی در سال ۱۳۶۶ انجام گرفت این موضوع مورد تایید ایشان نیز قرار گرفت . شاید این موضوع قابل ذکر باشد که خانواده اینجانب نیز جزو مهاجرین طایفه کشکولی بزرگ در این زمان بوده است که تفصیل آن تحت عنوان نامه یک پدر به دخترش در مجله شماره ۵ ایل سوزو (سخن ایل ) درج شده است.(۴)

مناطق و محل هایی که در آن موقع بیش از هر جا مهاجرت کردند، مناطقی بودند که مرکز عملیات اکتشاف و استخراج شرکت نفت در آنها قرار داشت.

شرکت نفت تحت عنوان شرکت نفت انگلیس و ایران تشکیل و احتیاج مبرمی به نیروی کارگری داشت. مناطقی مانند مسجد سلیمان ، لالی ، هفت گل ، آغاجاری و آبادان بیش از همه جا مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از قشقایی ها در این نقاط به استخدام شرکت نفت انگلیس و ایران Anglo Iranian Oil Co. در آمدند.

لازم به ذکر است که مهاجرین بیشتر از افراد و خانواده های طوایف قشقایی بودند که مناطق قشقایی آنها نزدیک به خوزستان قرار داشت مانند طوایف کشکولی بزرگ ، دره شوری و قراچه ای.

قشلاق طایفه کشکولی بزرگ ( محل توقف زمستانی این طایفه) از چنارشاهیجان و تنگ چوگان در بخش شرقی شروع شده و به طرف مغرب در حوالی بهبهان ادامه می یابد.

در غرب منطقه قشلاقی طایفه کشکولی بزرگ رودخانه زهره جاری است که به طور عمده آب شرب مردم عشایر و احشام و دام های آن از این رودخانه و با چشمه های که به این رودخانه جاری است تامین می شود . مراکز اصلی قشلاقی این طایفه شامل : تنگ چوگان ، چنارشاهیجان ، بوشگان دیلمی ، میلاتون ، برم سیاه ، بابامیز ، میشان ، بیدکرز ، شاه تسلیم ، نزاع ، ماهور ، آرخ لو ، آب شیرین ، باباکلان ، چاه انجیر ، قلی چوری و مناطقی است که رودخانه زهره در آن جرمان دارد.(۵)

ایلخانان قشقایی همیشه خود را در سطحی ممتاز و بالاتر از سایر طبقات از جمله کلانتران طوایف میدانستند. داراب خان ایلخانی ، اسمعیل خان صولت الدوله ، ملک منصور خان قشقایی و اغلب نسل ذکور داراب خان همسران خود را از بین طایفه کشکولی انتخاب کرده اند. اصولا کشکولی ها از لحاظ شکل و شمایل و تناسب اندام و زیبایی و حسن قیافه در بین دیگر طوایف قشقایی شهرت دارند. در این مورد روایتی که در تاریخ وقایع عشایری فارس تالیف آقای مظفر قهرمانی ابیوردی درج شده است عینا نوشته می شود:

جانی خان ایلخان معروف قشقایی تصمیم می گیرد که همسر دیگری اختیار نماید، تقدیر الهی بر وفق مراد او می گردد و یک روز هنگام کوچ به ایل کشکولی برخورد می نماید ، قد و قامت رعنا و شکل زیبای دختری نظر او را جلب نموده مطبوع طبعش قرار می گیرد. از نام و نشان او سوال می گردد، چنین معرفی می شود

نازلی بی بی همشیره محمد و حسن آقا کلانتران کشکولی می باشد . جانی خان برای خواستگاری اقدام و به مطلوب خود می رسد.(۶) . با توجه به مطالب فوق خویشاوندی نزدیکی بین کلانتران طایفه کشکولی و خانواده ایلخانی قشقایی وجود داشته است. جنگ صولت الدوله بر علیه قشون انگلیس (پلیس جنوب) که به اتفاق مجاهدین کازرونی ( ناصر دیوان ) به وقوع پیوست برخی از کلانتران کشکولی (محمد علی خان کشکولی پسر دایی سردار عشایر) با جانب داری از قوای مخالف در مقابل صولت الدوله و مجاهدین قد علم نمود(۷) این اختلافات بیشتر به ضرر افراد عشایر طبقات پایین بود که بارها مورد نهب و غارت قرار میگرفتند اتفاقات نامطلوب طبیعی (قحطی و بیماری ) و این اختلافات قومی و داخلی منجر به یک مهاجرت بزرگ در ایل قشقایی گردید . چون این اتفاقات در زمان کلانتری ابوالفتح خان کشکولی بوده است بین عشایر ایل قشقایی به سال ابوالفتح خانی معروف است.

در اوان جوانی به همراه خانواده روبه سوی منطقه قشلاقی طایفه کشکولی نمودم. ابتدا از شهر آبادان به دو گنبدان (گچساران) مسافرت کردیم. از آنجا با اسب و قاطر به محل اصلی قشلاقی طایفه رهسپار شدیم . این محل را که میشان و آب شیرین می نامیدند نزدیک به رودخانه زهره و در دامنه کوهی قرار داشت که آن را قلی چوری می نامیدند. قلی چوری کوهپایه ایست که دارای تخته سنگ های عظیمی است . غالبا چوپان ها جهت تعلیف( علف خواری ) و چراندن گوسفندان خود را به دامنه این کوه هدایت می کردند.

بنا به توصیه اقوام مسافرتی به امام زاده بی بی حکیمه که در حدود ۳۰ تا ۴۰ کیلومتر به طرف جنوب آن محل قرار داشت انجام گرفت. بی بی حکیمه (امام زاده) در یک منطقه صعب العبور کوهستانی در دره عمیقی در یک غار قرار دارد. از کنار امام زاده آب چشمه ای جریان دارد که بوی گاز گوگرد( ئیدروژن سولفوره) از آن استشمام می شود.

این نکته جالب است که در سالهای بعد در محلی که این چشمه از آن می جوشد منبع بزرگ نفتی «بی بی حکیمه فعلی » کشف گردیده و در حال حاضر نفت ترش و سنگین از آن استخراج و به خارج از کشور صادر میگردد. هنگام سفر به بی بی حکیمه در بین راه به عشایر قشقایی که چادرهای سیاه را بر پا کرده بودند برخورد کردیم ، آنها اظهار میداشتند که از طایفه دره شوری و تیره بولوردی هستند.

اکنون توجه را به مناطق نفت خیز خوزستان که مهاجرین جنوب وارد آن محل شده اند معطوف می داریم. در سال ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۰ هجری شمسی ) دولت ایران به یک استرالیایی (در اصل انگلیسی) به نام ویلیام دارسی امتیاز اکتشاف و استخراج نفت را برای مدت ۶۰ سال واگذار کرد.

و پس از آن شرکت سهامی نفت انگلیس و ایران Anglo Iranian Oil Co. تشکیل گردید ، سال تاسیس شرکت (۱۹۰۹ میلادی مطابق با ۱۲۸۸ هجری شمسی). پس از مطالعات معرفت الارضی در مناطق شمالی خوزستان یک رگه نفتی کشف شده و به منبع بزرگ نفتی برخورد نمودند. این میدان همان منبع تفتون مسجد سلیمان می باشد.

پس از اکتشاف آن یک لوله نفت به طول حدود ۲۴۰ کیلومتر از میدان تفتون تا جزیره آبادان احداث گردید. در مراحل بعدی در جزیره آبادان یک پالایشگاه که قادر به تصفیه مقادیر فراوان نفت خام بود رفتند.

منظور اولیه از احداث این پالایشگاه تهیه سوخت جهت کشتی ها و ماشین های جنگی متفقین بود که در حال جنگ با ترک های عثمانی بودند.(۶) البته در سال های بعد پالایشگاه آبادان توسعه یافت. و ضمنا به تدریج منابع نفتی در نقاط دیگر خوزستان کشف گردید. توسعه منابع نفتی و پالایشگاه آبادان و احتیاج مبرم به نیروی کار باعث گردید که عده زیادی از مهاجرین ایل قشقایی به استخدام شرکت نفت در آیند. این نکته قابل ذکر است که توسعه مناطق نفتی در خوزستان مصادف با بروز قحطی و بیماریهای خانمان سوز در فارس بوده است که سبب مهاجرت بزرگ ایل قشقایی به این مناطق شده است.

علاوه بر مهاجرت های فوق الذکر، در اثر شیوع یک ناخوشی عمومی بزرگ آنفولانزا (ذات الریه ) که در سال ۱۹۱۸ میلادی به وقوع پیوست ، باعث مهاجرت بزرگ دیگری شد که در نتیجه عده زیادی جامعه ایلی را ترک و به اطراف پناه بردند. البته بیشتر عشایر مربوط به طوائف کشکولی بزرگ ، دره شوری و قراچه ای که قشلاق آنها نزدیک به خوزستان بود به مناطق نفت خیز پناه بردند و به استخدام شرکت نفت در آمدند.(۷) در این مورد در کتاب تاریخ ایران تالیف سایکس نوشته شده است:

جنگ با قشقاییها که هنوز تمام نشده بود که غالب و مغلوب هر دو مبتلای بلای وحشتناکی آنفولانزا (ذات الریه) شدند ( سال ۱۹۱۸ میلادی) و مانند برگ درخت فصل خزان به زمین ریختند. این بیماری به تلخ ترین و ناگوارترین شکل در فارس ظهور نمود در ابتدا ما باور نمی کردیم که چنین مقدر شده که یک خمس جمعیت آن نواحی را قتل عام کرده و نیروهای ساکن شیراز تا فیروز آباد را با همان شدت از بین ببرد.(۸)

نتیجه کلی

تقدیر و هر آنچه نامش را بگذاریم باعث شده است که در حدود یک قرن پیش طی سال های متوالی عده کثیری از افراد ایل قشقایی از طوایف مختلف مبادرت به مهاجرت از ایل نمایند. از دوران جوانی تمام وجود و فکرم در این تکاپو و بی قراری بود که دلایل و علل اصلی این جابجایی و مهاجرت را پیدا کنم. این مقاله اشاره به بخشی از یافته های اینجانب دارد: که به طور خلاصه به آنها اشاره می شود :

  • بروز خشکسالی ،قحطی و بیماریهای واگیردار خانمانسوز در مناطق مختلف فارس به خصوص در مناطق قشقائی ایل قشقایی
  • اختلافات شدید بین روسای ایل که زیان آن مستقیما متوجه طبقات پائین عشایر می گردید و بارها هر تیره ای مورد نهب و غارت واقع شد.
  • چون مرکز این اختلافات و کشمکشها در طایفه کشکولی بزرگ بوده است در نتیجه بخش اعظم مهاجرین از این طایفه بوده اند. ضمنا ناحیه قشلاقی طایفه کشکولی نزدیک به مناطق نفت خوزستان بوده است.
  • این مهاجرت مصادف با شروع فعالیت های اکتشافی و صنعتی نفت در خوزستان بوده است، شرکت نفت نیز نیاز مبرمی به نیروی کارگری داشته است.

منابع

  • کتاب ایل قشقایی تالیف دکتر حبیب الله پیمان سال ۱۳۴۷ صفحات ۳۷۵ – ۳۷۶
  • ایران و مسئله ایران تالیف لرد گرزن-ترجمه علی جواهر کلام سال ۱۳۴۷ صفحات ۱۵۰-۱۵۱
  • کتاب ایل قشقایی تالیف دکتر حبیب الله پیمان صفحه ۳۷۶
  • فصلنامه علمی ، پژوهشی ، فرهنگی سخن ایل (ایل سوزئ) سال دوم – شماره پنجم ، بهار ۱۳۸۴ «نامه یک پدر به دخترش » صفحات ۳۳ و ۳۴
  • کتاب ایل قشقائی – تالیف دکتر حبیب الله پیمان صفحه ۳۳۳
  • کتاب تاریخ وقایع عشایری فارس – تالیف آقای مظفر قهرمانی ابیوردی – صفحات ۸۱ – ۸۰
  • کتاب فارس و جنگ بین الملل ، تالیف محمد حسین رکن زاده – آدمیت – جلد دوم صفحه۳۳۳
  • کتاب تاریخ ایران تالیف ژنرال سرپرسی سایکس ترجمه محمد فخرداعی گیلانی سال ۱۳۶۲ – جلد دوم صفحات ۸۱۱-۸۱۲
  • کتاب ایل قشقایی تالیف دکتر حبیب الله پیمان صفحات ۳۷۴ – ۳۷۶
  • کتاب تاریخ ایران تالیف ژنرال سرپرسی سایکس – صفحات ۷۸۳ و ۷۴۸

                                                                        مهندس همراه میشل قشقایی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید