کد خبر:2952
پ
۸

من ، دختری از عشایر قشقایی

پدرم مرد ثروتمندی نبود اما دل ثروتمندی داشت .همه  آرزوی او حفظ قشری از جامعه ای بود که که همانند یخ های قطبی در حال آب رفتن و رو به نابودی بود .مهاجرت هر روز خانوارهای عشایرتیره هیبتلو عجیب رو به افزایش بود .آن روزها وقتی پدرم از کارآفرینی در عشایر و همکیشانم با هدف […]

پدرم مرد ثروتمندی نبود اما دل ثروتمندی داشت .همه  آرزوی او حفظ قشری از جامعه ای بود که که همانند یخ های قطبی در حال آب رفتن و رو به نابودی بود .مهاجرت هر روز خانوارهای عشایرتیره هیبتلو عجیب رو به افزایش بود .آن روزها وقتی پدرم از کارآفرینی در عشایر و همکیشانم با هدف حفظ این میراث داران کهن  سرزمینم،حرف میزد شاید سخنانش درباورما نمیگنجید ومن در دوران نوجوانی با لبخندی پر از آرزوهای ناباورانه از حرفهای پدرم میگذشتم .

اما به فاصله نچندان دور از امروز که قلم برداشته ام و برای اولین بار افکار و احساسم را بر کاغذ مینگارم،اهداف پدرم و آرزوهای دست نیافتنی من نوجوان ، به واقعیت تبدیل گشته است. با تلاش بسیار الگویی از گردشگری را به اجرا درآوردیم که گردشگری جامعه بنیاد عشایر ایل قشقایی تیره هیبتلو   در قالب صندوق معیشت پایدار با تاکید بر گسترش قرق های بومی نامیده می شود . طرحی که با سود حاصل از آن برای احیای آنچه داشته ایم و حفظ آنچه در عشایر  داریم و کمکهای خیریه به مردم میپردازیم .روزگاری من ،این دختر ایلیاتی که به شهر آمده و تحصیلات  دانشگاهی را گذرانده و میخواستم برای خود کسی شوم ( شاید دکتر یا مهندس) بارها وقتی با معرفی اینکه از چه قومیتی هستم چون با تمسخر دیگران روبه رو میشدم سعی میکردم خودم را در لابلای زرق و برق زندگی شهری گم کنم و اعتماد به نفس از دست رفته ام را بدست آورم اما هرگز نتوانستم واقعا شاد باشم اما امروز پس از اجرای این طرح  و با آگاهی به پیشینه پر افتخار این قوم بزرگ با تمام احساسم و توانایی ام و با افتخار با لباس ایلم در بزرگترین مجامع بین المللی حاضر میشوم و لب به سخن میگشایم .این همان معنای توانمندی است.

توان طراحی ،تصمیم گیری واجرای کار برای خودمان .ما نمیخواهیم دنیا را تغییر دهیم ما فقط میخواهیم خودمان را برای فرزندان ، آیندگان وهمکیشانمان حفظ کنیم و اما این مهم جز با یاری تک تک علاقه مندان به زندگی عشایری میسر نخواهد شد .آنانی که با سفر به ایل ما لحظاتی بیاد ماندنی و شیرین را با گشت و گذار درمیان زنان و مرادان و طبیعت بکر منطقه با خوردن غذاهای محلی و نوشیدنی های گوارا ،شنیدن موسیقی دل انگیز، خواب در میان رختخواب های گرم محلی در زیر سیاه چادر ایل ، شبهای مهتابی و آسمان پر ستاره ، سحرگاهان بیدار باش با صدای زنگوله های گوسفندان راهی شده برای چرا و خنکهای نسیم صبحگاهی ،پوشیدن لباسهای زنان و مردان این خطه وپختن نان، مشارکت در کارهای روزمره ایل و شرکت در کوچ مهیج ایل را تجربه خواهند کرد که به یقین برای داشتن این لحظات در کنار ما نه یکبار بلکه چندین بار به دیار ما سفر خواهید کرد .امید است دوستان ما در کنار سفر و تجربه لحظات خوش با ما ، در حفظ طبیعت بکر منطقه و حیات وحش ما ،احترام به خرده فرهنگها و اصول زندگی ایلیاتی ،ما را در حفظ و نگهداری این میراث کهن یاری دهند .

نوشته شده توسط دختری از عشایر قشقایی تیره هیبت لو

دیدگاه کاربران ۳ دیدگاه
  • خدابنده قشقایی ۱۸ دی ۱۳۹۴ / ۸:۰۶ ب.ظ
    0 0

    آفرین بر قدرت قلمت ای بانو

  • قدرت اله آقايي ۵ بهمن ۱۳۹۴ / ۱۰:۰۲ ق.ظ
    0 0

    مرحبا بر خانم امیری چه زیبا نگاشته اند دغدغه های بابا را

  • ایوب ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ / ۱۲:۴۸ ق.ظ
    0 0

    آفرین بر دختر ایل چه قلم توانایی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید