کد خبر:4159
پ
محسن نامداری استان فارس

محسن نامداری: روزی که بهمن بیگی خبرنگار تربیت کرد

اصو لا برنامه ریزی و مدیریت یک برنامه کار حساس و سختی است و جوانب متعددی  اعم‌ از زمان ،مکان ، سخنران ، مجر ی  ، پذیراییمدعوین ، مطالب قابل بیان و غیره  باید لحاظ و بررسی شود ،  یکی از مواردی که بخصوص در چند سال اخیر به این موضوعات اضافه شده ، مقوله […]

اصو لا برنامه ریزی و مدیریت یک برنامه کار حساس و سختی است و جوانب متعددی  اعم‌ از زمان ،مکان ، سخنران ، مجر ی  ، پذیراییمدعوین ، مطالب قابل بیان و غیره  باید لحاظ و بررسی شود ،  یکی از مواردی که بخصوص در چند سال اخیر به این موضوعات اضافه شده ، مقوله انعکاس خبری یک مراسم است ، که پیش خبر و ‌پس خبر از اجرای برنامه خودکلی مسئله است، در برنامه امسال استاد بهمن بیگی هم که مثل سال قبل ما فقط از طریق  روزنامه انهم روز قبل مراسم مطلع شدیم  که پانزده اردی بهشت است ، از شانس ما ، عروسی برادر یکی از چهره های فعال فرهنگی بود که نسبت فامیلی هم با ما داشتن و از یک ماه قبل قول داده بودم که حتمن شرکت کنم ، خلاصه عصر همان روز رفتیم فیروز اباد ، اما دلم تو تالار احسان بود ، با این که ما جای در برنامه نداشتیم ، اما هرکس خودش بهتر می داند که کجا و به چه شکلی در یک مراسم کارایی دارد ، خلاصه از داخل عروسی حدود نیمه های برنامه با بچه ها که تماس گرفتم، گفنن از رسانه ها فقط عکاس ایرنا در مراسم در حال عکاسی است ، گفتم  بازهم خدا خیره جناب احمدی مدیر خبرگزاری ایرنا بده که خیال ما را از بابت انعکاس خبری راحت کرده بود ، اما با این وجود به خانم کاظمی تاکید کردم حتمن   سخنرانان ضبط شود ، که گفت بله دادشی  الان صدای دکتر پارسایی را  ضبط کردیم ، خلاصه فردا که برگشتیم ،پی گیر خبرهای مراسم شدم ، چون باید خبر تهیه  و جمعه می رسوندم روزنامه ها، خبرهای سایت بخاطر گذشت دو روزه از زمان همایش ،دیگر عصر جمعه قابل مشاهده نبود ، مگر این که کسی جستجو کند ، که انهم منوط می شد به اطلاع و علاقه افراد که پی گیر باشند، نزدیکی ها ظهر بود که خبر نگاشته شده ای را خانم کاظمی فرستاد وگفت این را همت «همسرش» نوشته برای سایت جمعیت ، اما من برای قشقایی انلاین جداگانه ضبط کردم که باهم فرق داشته باشه ،، شروع کردم به خواندن خبر ی که همت کاظمی مرد کم حرف  وبی ادعا نوشته بود ، واقعان جالب . جذاب با حساب و کتاب بو د مخصوصا بخش اول که  مربوط به دکتر پارسایی که او هم واقعان  با قاعده صحبت کرده بود ودست خبر نویس برای مانور نگارش باز بود که اقا همت عالی بهم  ربط وفتق  داده بود، چفت و بست ها بگونه ای در هم تنیده شده بود که اصلن نمی شد دست داخلش برد ، حتی سخنان دکتر اسکندری که شاخه به شاخه صحبت کرده  بود و بیشتر در مقوله عرفان سخن رانی کرده بود، هم سعی شده بود در حد ذهنیت مخاطب عام که قاعده رسانه است، نوشته شود ، بخش پایانی هم که در مورد اهدای جایزه معلم عشایری ، بیانات دکتر بهمن بیگی ، کلیپ نثر شکوهمند و اجرای موسیقی بو د هم تقریبا چینش خبرب خوبی داشت ،  فقط عمده اشکال شاید درارتباط بخش های مختلف متن باهم بود که یک خورده کاری هایی لازم داشت ، اما در کل خبر فراتر از انتظارم بود، شک نداشتم هرکسی درنگاه او ل این خبر را  ،منصوب به من می کرد اما واقعیت غرورافرین این بود که روح من هم از این خبر ؛ خبر نداشت ،انهم خبری که دیگه از روی متن و نوشته دیگران نبود ، بلکه از بیانات سخنران مستقیم  گرفته شده ، و روی  کا غذ امده بود ان هم‌ توسط کسی که فقط چند جلسه ای در کلاس خبرنگاری مطالب دست و پا شکسته بنده را تحمل کرده بود، خودم احساس ذوق زدگی داشتم ، یادم امد که سر کلاس گفتم ، اگر دونفرهم از این کلاس ده نفری با اصول خبر نویسی اشنابشوند ، که در شرایط حساس بتوان روی انهاحساب کرد ، کفایت می کند ، بخش اول خبر را دوباره خواندم  ، محال بود اگر منم بودم سخنان دکتر پارسایی را  ازاین بهتر تحلیلی می نوشتم ، چون در خبر نویسی فقط نگارش حرف های گوینده ملاک نیست ، باید مطلب را به شکلی در اوری  که ‘حس باور پذیری در مخاطب ایجاد شود ، سخنران هم نتواند مدعی شود که این  مطلب  را نگفته یا چنین نظری نداشته است ، به خانم کاظمی ‌پیام زدم ،همت  در اینده یک خبرنگار حرفه ای خواهد شد ، این حرف را با همان صراحتی که دکتر حمیدی هشتاد سال قبل   به بهمن بیگی گفته بود که این جوان در اینده نویسنده حاذقی خواهد شد ، زدم ، خدا را شکر بلا خره زحمات رو یک نفر تا حالا خوب جواب داد،  پیام دام فایل صوتی هردو سخنران را می خوام گوش کنم  ، عصر همان روز مراسم افتتاح باغ بهشت فدک دعوت خانم کاویانی بودیم ، که وقتی با خانواده امد روی گوشی خودش گوش کردم ،  حتی دکتر پارسایی هم  که بیانات معمولی کرده بود ،در تنظیم خبر روال بهتری به خود گرفته بود ، دکتر اسکندری که از عرفان و منش و خصایص علمی عملی  اسناد بهمن بیگی در ابعاد متعدد مطالب مختلفی بیان کرده بود که چینش خبر را برای نویسنده خبر  به مراتب مشکل می کند ، چون زبان محاوره ای ادم به راحتی مطالب را بیان می کند ، امادر مکتوب کردن برای جریده هست که باید صدها قاعده و اصول رعایت کنی، که سخنرانان در هنگام صحبت به ان توجه ای ندارند، بهر شکلی بود،گزارش خانم کاظمی را هم  تا جایی که می شد تنظیم کردم وبرای سایت قشقایی انلاین فرستادم فردا جمعه بود ،حالا دو خبر با دو شیوه متفاوت از مراسم استادی که بقول خود دوستان طایفه گلزن تفنگ را از انها گرفت و‌قلم به دستشان داد در اختیار داشتم ، این کار را هم باید به حساب بهمن بیگی گذاشت که کارایی قلم را به مردم عشایر یا داد ، که نگارش خبر هم از عهده ان بر می اید،اولین روزنامه تماشا بودکه   سایت ها را چک کردیم ، همانطور که گفتم ، خبرها ی جدید طی دو روز اخیر ، خبر مراسم را از چشم دور کرده  بودمگر این که کسی مطلع باشد وجستجو کند ، چون مسوول صحفه نبود که خبر را از روی سایت بردارد ، من خبری که  همت نوشته بود را دادم رو ی سیستم پیاده کردند ، از عکس های خوبی هم که  دختر هنرمند م ایلر حاتمی  که نیازی به معرفی ندارد ، و شخصیت وزینش برای اهل هنر اشناست،  برایم فرستاده بود،انتخاب کردم
برای روزنامه نیم نگاه هم از سایت قشقایی انلاین که خانم کاظمی گزارش نوشته بود ، گفتم  با عکس  های ایلر حاتمی  سردبیر برداشت  ،برای روزنامه عصر مردم با گوشی ارسال کردم که البته بخاطر  این که کوتاه  بود ، دوستان روزنامه محبت کرده بودن  خبر ایرنا را  که بیشتر بود پیدا  وگذاشته بودن ، که اگر برایشان ارسال نکرده بودیم,, این  احتمال داشت که بخاطر عدم اطلاع از مراسم از چاپ مطلب ،خبری نمی شد ، کما این که در بقیه جراید همین طور شد ،اما بهر صورت خوشحال بودم که با خبر هایی که  همراهان نوشتن ،صبح شنبه ، دو جریده از  سه روزنامه که به مراسم گرامی داشت استاد  پرداخته بودند ، حاصل زحمت یک زوج بی ادعای از تیره گله زن بود، بخصوص خبر همت که تیتر جذابی هم داشت و با این که به ویراستار روزنامه تماشا خواهش کردم ، موار ی اگر بود متذکر شود ،اما فردای چاپ روزنامه گفتن ، نه  خوب بود و‌ مورد  چندانی برای اصلاح ندیدم « البته این به معنای بی اشکال بودن خبر نبود » ، با اینکه عزیزان حس قد شناسی دارند و گفتن از  خودت یاد گرفتیم ،اما از ته دل خوشحال بودم که که حا لا قشقایی یک خبر نویس خوب  «نه خبرنگار » دارد، چون شغل شریف خبرنگاری رنج بسیار دارد  و‌ دانش و علمی بیش از اینکه ما دار یم  می طلبد و نباید به این که اسم مارا بعنوان خبرنگارروی سایت های ایل می نویسند دل خوش کنیم و‌قره شویم ، چرا که خبر نویسی یکی از صدها  خصلت خبرنگاری است،
ونباید مغرور شد ، چرا که غرور بی جا ما را از رشد وتعالی باز می دارد ، کاری که استاد بهمن بیگی با تفهیم  ان به فرزندان عشایر، اندیشه انان را تا اوج‌ پرواز داد که  امروزه حتی برای نگا رش خبر مراسم گرامی داشت  او نیز  می توان  به چنته  غنی تعلیمات عشایر امید وار بود. یاحق

محسن نامداری

IMG-20160513-WA0000 IMG-20160513-WA0001

کلیدواژه : بهمن بیگیقشقایی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید