کد خبر:3338
پ
index

اسامی ۱۷ دوره نمایندگی قشقایی ها در مجلس ایران

در سالهای پس از مشروطیت که رهبری ایل قشقایی بر عهده اسماعیل خان صولت السلطنه (سردار عشایر) و بعد از آن با پسرانش بوده است. این ایل نقش هایی در امور سیاسی ایران بر عهده داشته است. و از میان مردم ایل قشقایی گروهی به نام نمایندگان مردم ایل در مجالس مقننه کشور حضور داشته […]

در سالهای پس از مشروطیت که رهبری ایل قشقایی بر عهده اسماعیل خان صولت السلطنه (سردار عشایر) و بعد از آن با پسرانش بوده است. این ایل نقش هایی در امور سیاسی ایران بر عهده داشته است. و از میان مردم ایل قشقایی گروهی به نام نمایندگان مردم ایل در مجالس مقننه کشور حضور داشته اند. نگاهی گذارا به این مجالس ملی و نقش نمایندگان قشقایی در آن ها خواهیم داشت و در پی آن در جستجوی کارنامه این نمایندگان برای مردم ایل خواهیم بود.

 مجالس دوره‌ی مشروطه (مجلس اول تا پنجم شورای ملی)

 پس از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه، سران مشروطه گرد آمده و علی رغم کارشکنی های عناصر مرتجع که هنوز به دوام و بقای رژیم استبداد امیدوار بودند ، به بحث پیرامون مقدمات تشکیل مجلس مشغول شدند. بدین سان از بین سران مشروطه و حاضرین مجلس موقتی تشکیل شد. این مجلس موقتی تا تشکیل مجلس منتخب، هفته‌ای دو روز تشکیل جلسه داد و از طرف این مجلس دوازده نفرمأمور نوشتن نظام‌نامه انتخابات مجلس شدند. ، انتخابات تهران در ۲۵ شهریور ۱۲۸۵ش/۲۷ رجب ۱۳۲۴ق/۱۶ سپتامبر ۱۹۰۶م، آغاز شد.

   سرانجام نظامنامه انتخابات تدوین و روز ۱۳ رجب سال ۱۳۲۴ قمری به امضای مظفرالدین شاه رسید. پس از تدوین نظامنامه، انتخابات در ۲۵ شهریور ۱۲۸۵ش/۲۷ رجب ۱۳۲۴ق/۱۶ سپتامبر ۱۹۰۶م،  در تهران برگزار شده و ۶۰ وکیل از سوی تهرانی ها عازم مجلس شورای ملی شدند. کمی بعد انتخابات در دیگر شهرستان ها هم برگزار شد.

اولویت داشتن تهران بر دیگر شهرستان ها در اولین قوانین داخلی مصوب مجلس شورای ملی خود را نشان داد: « منتخبین تهران لدی الحضور حق انعقاد مجلس را داشته، مشغول مباحثه و مذاکره می شوند. رای ایشان در مدت غیبت منتخبین ولایات به اکثریت مناط اعتبار و اجراست.«

سرانجام اولین انتخابات مجلس در تاریخ ایران آغاز گردید. این انتخابات دارای چند ویژگی خاص بود؛ مطابق نظامنانه‌ی انتخابات، انتخابات به صورت صنفی ـ طبقاتی برگزار شد و طبقات ششگانه‌ی شاهزادگان قاجاری، علما و طلاب، اعیان و اشراف، ملاکین، فلاحین، بازاریان و تجار و اصناف نمایندگان خود را به مجلس فرستادند.

انتخاب شوندگان می‌بایست صاحب ملکی که هزار تومان قیمت داشته باشد و تجار نیز صاحب حجره و تجارتخانه بوده و اصناف نیز دارای کار صنفی و دکاندار باشند. عمر مجلس شورای ملی دوسال تعیین شده بود.

یکی از اقدمات مهم مجلس اول شورای ملی تصویب متمم قانون اساسی بود که در آن نقش علما و مذهبیون و در رأس آنها شیخ فضل‌الله نوری بارز بود. این امر نشان می‌داد که روحانیون اگر چه به طرفداری از مجلس پرداخته بودند ولی این بدان معنا نبود که مصوبات آن بر خلاف واقعیات جامعه‌ی اسلامی باشد. بنابراین نظارت پنج تن از مجتهدان بر مصوبات مجلس سبب می‌گردید تا مجلس بیشتر شکل بومی و اسلامی به خود بگیرد. مجلس اول توانست لوایح زیادی به نفع مردم به تصویب رساند و خود را نهادی ضد استبداد و ضداستعماری معرفی کند. این امر باعث گردید تا استبداد داخلی به کمک استعمار خارجی بر آن شوند تا به مقابله با مجلس برخیزید به همین سبب در مورخه‌ی ۲ تیر ۱۲۸۷ لیاخوف روسی مجلس را به توپ بست و دوره‌ی استبداد صغیر آغاز گردید.

اولین نماینده ایل قشقایی در مجلس اول

بر اساس قانون انتخابات به پنج ایل بزرگ کشور- ۱٫شاهسون، ۲٫ قشقایی، ۳٫ خمسه، ۴٫ترکمن و ۵٫ بختیاری- اجازه داده شده بود که هر کدام یک نماینده به مجلس بفرستند ، بنابراین، هر یک از این ایل ها نماینده ی خود را به مجلس شورای ملی اعزام کرد. از سوی ایل قشقایی میرزا فرج الله میرپنجه که نقش به سزایی در گرایش صولت الدوله و دیگر افراد ایل قشقایی به مشروطیت ایفا کرده بود، به عنوان نماینده ی ایل قشقایی به تهران اعزام شد اما به دلیل به توپ بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر وی نتوانست به مجلس راه یابد. با وجود این، بارها از سوی قشقایی ها در موارد مختلف موضع گیری نمود.

مجلس دوم ملی:

دومین دوره قانونگذاری پس از یک سال و ۴ ماه و ٢١ روز فترت در تاریخ ٢۴ فروردین ماه ١٢٨٨ خورشیدی مطابق با دوم ذیقعده ١٣٢٧ افتتاح شد. و به دنبال اولتیماتوم دولت روس در ٣ دیماه  ١٢٨٩ خورشیدی منحل شد.

 با فتح تهران و خلع ید محمدعلی شاه تشکیل شد. در انتخابات مجلس دوم انتخابات صنفی لغو شد. در این دوره از مجلس دو حزب دموکرات و اعتدالیون اجتماعیون سربرآوردند که حزب اول افکاری اصلاح‌طلبانه، تندرو غرب‌گرایانه داشت و در اقلیت ولی مؤثر بود و حزب دوم محافظه‌کار و خواستار اصلاحات تدریجی و جزء اکثریت مجلس بود. ترکیب طبقاتی مجلس دوم به گونه‌ای بود که طبقه‌ی اشراف و اعیان قدرت خویش را در شکل جدید (دولت مشروطه) بازیافتند. لغو انتخابات طبقاتی و صنفی سبب گردید نمایندگان اصناف، طلاب و تجار از دور رقابت خارج شوند. علما با وجود حضور مجتهدان طراز اول چون بهبهانی و طباطبایی از کمترین نفود برخوردار بودند و ۲۴ درصد ترکیب جمعیت مجلس را تشکیل می‌دادند.

در دور دوم مجلس محمد کریم خان کشکولی ، فرزند مهدی قلی خان، از خوانین ایل کشکولی در دومین دوره ی مجلس شورای ملی از طرف ایل قشقایی به مجلس را یافت. وی در مجلس علیه انحصار طلبی بختیاری ها که بعد از تصرف تهران نفوذ فراوانی کسب کرده بودند به دولت هشدار داد، و در موضوع اختلافات دولت با صولت الدوله نقش سازنده ای به عهده گرفت و با تلاش وی ایلخان حاضر شد که مسئولیت تامین جاده های شیراز به بندر بوشهر را بر عهده گیرد.

مجلس سوم:

این دوره، پس از سه سال فترت در تاریخ ١۴ آذرماه ١٢٩٣ خورشیدی مطابق با ١٧ محرم ١٣٣٣ توسط احمد شاه قاجار افتتاح گردید. دوره سوم مجلس شورای ملی به علت شروع جنگ جهانی اول بیش از یک سال دوام نیافت  مهم ترین تغییر در انتخابات این دوره، همگانی شدن حق رأی بود؛ بدان معنی که تمام اقشار جامعه که واجد رأی دادن بودند می‌توانستند در انتخابات شرکت کنند.

در مورد ترکیب طبقاتی مجلس سوم شورای ملی باید گفت با آنکه حدوداً نیمی از وکلای مجلس را مالکان تشکیل می‌دادند، ولی درصد نمایندگان روحانی به ۳۱ درصد افزایش یافت. این امر به دلیل تشکیل حزب تندرو هیئت علمیه‌ توسط طبقه‌ی روحانیون بود. تشکیل حزب مذکور آخرین حرکت مذهبیون برای مقابله با غرب‌گرایی و رواج اندیشه‌های سکولار و ضداسلام بود. مهم‌ترین اهداف حزب هیئت عملیه‌ حمایت از فقرا، حفظ شریعت، هماهنگی قوانین با مقتضیات ممکلت و مخالفت با قوانین بیگانه با اسلام به‌ویژه اصلاح قانون عدلیه و لایحه‌ی قانون جزا بود.

عمر مجلس سوم شورای ملی بسیار کوتاه بود و با گسترش شعله های جنگ جهانی اول به ایران و ورود بیگانگان به خاک کشور تعطیل شد. در بررسی عملکرد سه مجلس نخست دوران مشروطه روشن می‌شود که مجلس نتوانست به اهدافی که در ابتدای تأسیس مطرح ساخته بود دست یابد. عواملی که سبب گردید تا مجلس نتوان کارویژه‌اش را به انجام رساند عـبارت بودند از: ضعف اقتصادی کشور، بروز هرج و مرج و اغتشاشات داخلی، دخالت‌های گسترده‌ی دولت‌های روس و انگلیس در مسائل داخلی ایران، بروز جنگ جهانی اول و کناره‌گیری و کنارگذاشته شدن طبقه‌ی روحانیون که سکان واقعی جامعه را در دست داشتند از جریان امروز این عوامل در نهایت سبب شد عمر یکساله‌ی مجلس سوم پایان یابد. در حالی که مشکلات عدیده‌ی اقتصادی و سیاسی گریبان گیر جامعه‌ بود. بدین ترتیب مجلس سوم کمتر از یک سال دوام یافت

مجلس چهارم

این دوره پس از ۵ سال و هفت ماه و هشت روز فترت در اول تیرماه ١٣٠٠ خورشیدی مطابق با ١۵ شوال ١٣٣٩ توسط احمدشاه قاجار گشایش یافت و در ٣٠ خرداد ١٣٠٢ (٧ ذیقعده ١٣۴١) پایان یافت. تفاوت مجلس چهارم با ادوار قبلی در آن بود که در این دوره، انتخابات سیر قانونی و طبیعی خود را از دست داد و مسائل حادی که مجلس چهارم با آن مواجه بود سبب گردید تا مجلس اندک اقتدار پیشین خود را از دست بدهد. کودتای اسفند ۱۲۹۹، انعقاد قرارداد ننگین ۱۹۱۹ و سربرآوردن سردارسپه(رضاخان میرپنج) سبب گردید تا مجلس زمان امور را از دست بدهد.

در ترکیب طبقاتی مجلس چهارم نشان دهنده‌ی کاهش تعداد و اقتدار نمایندگان طبقه‌ی روحانیون بود. نمایندگان این طبقه ۲۳ درصد جمعیت مجلس را تشکیل می‌دادند که در مقایسه‌ی با سهم ۳۱ درصد دوره‌ی قبلی روندی نزولی طی کرده بود. رشد نظامی‌گری و دخالت‌های این طبقه در انتخابات مجلس سبب گردید تا این سیر نزولی همچنان ادامه یابد.  در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۰۲ شمسی مجلس چهارم پایان یافت

مجلس پنجم

پنجمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٢٢ بهمن ماه ١٣٠٢ خورشیدی مطابق با ۵ رجب  ١٣۴٢ ق افتتاح شد. در این دوره بود که سلطنت قاجاریه منحل شد و مجلس مؤسسان در ٢١ آذرماه همان سال سلطنت را به پهلوی داد. مجلس پنجم در تاریخ ٢٢ بهمن ١٣٠۴ خاتمه یافت. روز نهم آبان ۱۳۰۴ باتصویب ماده واحده‌ای در مجلس شورای ملی ایران، رسماً انقراض سلسله قاجار اعلام شد.

احمدشاه قاجار آخرین پادشاه این سلسله در دو سال آخر عمر خود به خاطر از دست دادن تدریجی اکثر اختیارات خود رهسپار اروپا شده و زمام امور کشوررا به رضاخان ـ سردار سپه‌ و نخست وزیرـ سپرده بود.رضاخان در غیاب شاه روز به روز موقعیت خود را بیشتر تحکیم بخشید و در عین حال ‌کوشید تا با تبلیغات گسترده‌ای علیه احمدشاه، او را نسبت به سرنوشت مملکت لاقید و بی‌اعتنا نشان دهد.
.

در سال ۱۳۰۲ شمسی، صولت الدوله به عنوان نماینه مجلس از شهرستان جهرم وارد مجلس شورای ملی شد. گفته می شود که این وکالت نوعی تبعید برای ایلخان از طرف رضاخان بوده است. اما تاکنون اطلاعاتی در مورد کاندیدا شدن و نحو انتخاب این دوره منتشر نشده است. در غیاب ایلخان پسرش محمد ناصرخان اداره امور ایل را عهده دار شد. صولت الدوله از جمله کسانی بود که به پادشاهی رضاشاه و تاسیس  سلسله پهلوی رای داد.

در سال ۱۳۰۴ شمسی رضاخان با خلع سلطنت قاجاریه و با تصویب مجلس موسسان به عنوان شاه پهلوی حکومت ایران را به دست گیرد. در آذر ۱۳۰۴، از سوی مجلس مؤسسان سلطنت دایمی در ایران به رضاخان و خانواده‌اش واگذار شد. این واگذاری دو هفته پس از اعلام انقراض سلسله قاجار و به دنبال تشکیل جلسه و تغییر اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی صورت گرفت‌. خبر این انتصاب، روز ۲۳ آذر توسط میرزا حسن خان مشارالملک ـ وزیر خارجه وقت ـ به تمام سفارتخانه‌های ایران ابلاغ شد.

۲۴ آذر ماه ، رضاخان در مجلس شورای ملی حضور یافت و مراسم تحلیف به جای آورد و روز ۲۵ آذر بر تخت سلطنت نشست، اما مراسم جشن تاجگذاری به اردیبهشت سال بعد موکول شد. روز ۸ بهمن همان سال نیز، فرمان ولیعهدی محمدرضا ـ فرزند ارشد رضاخان ـ صادر شد. رضاخان، روز چهارم اردیبهشت ۱۳۰۵ در تهران تاجگذاری کرد. در مراسم تاجگذاری وی که در کاخ گلستان برگزار شد، مقامات بلندپایه لشکری و کشوری‌، صاحب منصبان ارشد، اعیان‌، فئودالها، نمایندگان تجار و اصناف و برخی سفیران خارجی با لباس رسمی ـ جبه ترمه ـ شرکت داشتند.

صولت الدوله همانند سایر مردان آن روزگار در چشن تاجگذاری او حضور یافت. محمد ناصر خان که به صورت ظاهری سرپرستی ایل قشقایی را بر عهده داشت، نیز با سیاست شاه جدید، وادار به ترک منطقه شد و به عنوان نماینده ایل قشقایی در مجلس شورای ملی انتخاب و رهسپار تهران شد و به عبارت بهتر تبعید شد و در کنار پدر در تهران اقامت گزید.

در همین دوره حکمی صادر شد که نماینده های مجلس بدون اجازه شاه حق خروج از تهران را ندارند. و در همین ایام خلع سلاح عشایر و از جمله ایل قشقایی در برنامه دولت قرار گرفت و حدود ۷۰ هزار اسلحه از میان مردم جمع آوری به مقامات دولتی تحویل داده شد.

مجالس دوران رضاشاه

 مجلس ششم

‌دوره ششم قانونگذاری در تاریخ ١٩ تیرماه ١٣٠۵ خورشیدی مطابق ٣٠ ذیحجه ١٣۴۴ توسط رضا شاه افتتاح و در تاریخ ٢٢ مرداد ماه ١٣٠٧ (٢۶ صفر ١٣۴٧) پایان یافت. در این دوره مجموعاً ٢٧۶ جلسه تشکیل شد.

مجلس ششم اولین مجلس شورای ملی در دوره‌ی پهلوی به حساب می‌آید. با آغاز انتخابات مجلس ششم مبارزات انتخاباتی اگرچه به صورت محدود و در سطح مطبوعات و افکار عمومی جریان داشت با این حال دیگر از حضور احزاب و گروه‌ها خبری نبود در اولین انتخابات دوره‌ی رضاشاه، در شهرستان‌ها نظامیان و امرای لشکر و فرماندهان پادگان‌ها دخالت گسترده‌ای داشتند و وکلایی را روانه مجلس کردند که بیشتر آنها را ساکنان حوزه‌ی انتخابیه‌ی خودشان نیز نمی‌شناختند. رضاشاه اجازه داد شخصیت‌های مخالفی‌ چون مدرس وارد مجلس شوند؛ اگرچه این عمل در دوره‌های بعدی مجلس هیچ گاه تکرار نشد و در تمامی ادوار مجلس اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان دوره‌ی پهلوی تغییر نمی‌کردند. هرگونه مخالفت نمایندگان با رضاشاه دو پیامد داشت یا می‌بایست قید مجلس را می‌زدند و یا در صورت پافشاری جانشان را از دست می‌دادند.

 مجلس هفتم

در انتخابات دوره‌ی هفتم شورای ملی تحول عمیقی در انتخابات ایجاد شد. تقلب در انتخابات در این دوره تا حدی پیش رفت که بعضی از نمایندگان از پذیرش نمایندگی با وجود رأی آوردن در انتخابات امتناع کردند. فرمایشی بودن انتخابات به قدری رسوا و مفتضح بود که آیت‌الله مدرس که مورد قبول و علاقه‌ی عامه‌ی مردم بود حتی یک رأی هم به نام او از صندوق بیرون نیامد و در اعتراض به این وضع گفت: « به فرض که مردم به من رأی نداده‌اند، پس  آن یک رأی که خودم داده‌ام کجاست».

‌هفتمین دوره قانونگذاری در تاریخ ١۴ مهرماه ١٣٠٧ خورشیدی مطابق با ٢١ ربیع‌الثانی ١٣۴٧ هـجری قمری افتتاح و در تاریخ اول آبان ١٣٠٩ (٣٠ جمادی الاول ١٣۴٩) پایان یافت.

قانون متحدالشکل شدن لباس در ۴ دی ۱۳۰۷ در مجلس شورای ملی دوره ششم به تصویب نمایندگان رسید. قبل از تصویب این قانون رضا شاه به تأسی از کشور همسایه ترکیه اقداماتی برای متحدالشکل کردن لباس در کشور صورت داده بود. در آغاز به وزرا، نمایندگان مجلس، مدیران و رؤسای دوایر دولتی و کارمندان دولت تکلیف شده بود لباس متحدالشکل بپوشند و کلاه لبه‌دار (که به کلاه پهلوی شهرت داشت) بر سر بگذارند؛ و نیز دستور داده شده بود تا محصلین و دانش آموزان مقاطع مختلف مدارس نیز اونیفورم ویژه‌ای به رنگ خاکی که شامل یک نیم تنه و شلوار می‌شد، بر تن کنند و کلاه پهلوی بر سر نهند. به تدریج پوشیدن لباس متحدالشکل به دیگر اقشار مردم نیز تکلیف شد.

در پائیز سال ۱۳۰۷ بین عشایر بویر احمد و نیروهای دولتی جنگ سختی درگرفت که سر آغاز رشته برخوردهای خونین فارس محسوب میشود .علت بروز این درگیری یا به عبارت بهتر بهانه ی بروز آن اختلافی بود که بر سر مالکیت املاک مَمَسَنی پیش آمده بود . در تهران صولت الدوله را به اتهام تحریک بویر احمدیها به شورش و اغتشاش و به عنوان یکی از مسببین جنگ     ” دورَگ مَدُو ” بازداشت کردند .  در بازجوییها و تحقیقاتی که تحت سرپرستی سرتیپ حبیب الله خان شیبانی ازایشان به عمل آمد ” شیبانی ” نظر داد که “صولت الدوله” در این جریان هیچگونه مداخله ای نداشته و امرای لشکر فارس برای پرده پوشی بر بیکفایتی خود این اتهامات را بر او وارد ساخته اند . صولت الدوله با وساطت ” مستوفی الممالک ” از زندان ” دژبانی” آزاد می شود. این اولین نشان دادن قدرت رضا شاه به ایلخان بود. و اولین بار  بود که ایلخان در زندان بود .

رضاشاه ، نوروز سال ۱۳۰۸را با نگرانی و اضطراب آغاز کرد . زیرا بزرگترین شورش مسلحانه علیه حکومت او در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۰۷ شکل گرفته و بسرعت توسعه می یافت . در آخرین هفته اسفندماه افراد ایل قشقایی بسرپرستی علی خان سالار حشمت ، برادر سردار عشایر ( صولت الدوله ) که چندماه قبل از آن دستگیر و زندانی شده بود دست به شورش زده و عملا شیراز را محاصره کرده بودند

شورش فارس در تابستان ۱۳۰۹ و از بویر احمد آغاز شده بود و گویا به بویر احمد نیز میبایست خاتمه یابد . در طول مدتی که از جنگ ” دورَگ مَدُو” گذشته بود عشایر آن سامان به اختیار خویش بودند .حبیب الله خان شیبانی بر خلاف نظر و صلاحدید روسای قشقایی حاضر در اردو که به دلیل آشناییشان با شیوه های جنگ عشایری ، تعقیب شورشیان بویر احمد را در درون تنگ ، دور از احتیاط میدانستند تصمیم به تعقیب آنان گرفت . در سحرگاه ۱۳ مرداد ۱۳۰۹ نیروهای نظامی با وظایفی که در ذیل می آید وارد ” تنگ تامرادی ” شدند

تعدادی چریک قشقایی به سرپرستی ناصرخان قشقایی ، مرکب از چریکهای کشکولی درمعیت الیاس خان ، اسفندیار خان ، جهانگیر خان و ابوالفتح خان کشکولی و چریکهای فارسیمدان و غیره که حدود پانصد نفر میشدند همراه قوای شیبانی بودند نیروی نظامی در این درگیری شکست سختی را متحمل شد.

صولت الدوله در این دوره همراه با محمد ناصرخان پسرش در تهران و عضو مجلس شورای ملی بودند.

دوره هشتم

هشتمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٢۴ آذرماه ١٣٠٩ خورشیدی مطابق ٢٣ رجب ١٣۴٩ هـ . ق) افتتاح و در تاریخ ٢۴ دی ماه ١٣١١ (١٧ رمضان ١٣۵١) خاتمه یافت.

در سال ۱۳۱۰ ﻫ.ش صولت الدوله و ناصرخان باز هم به عنوان نماینده ی مجلس در دوره ی هشتم به تهران فراخوانده شدند. و در همان سال سرهنگ زندیه خلع سلاح ایل قشقایی را آغاز کرد و سرهنگ شاکر نیز به سمت حکومت نظامی ایل قشقایی تعیین گردید

در شهریور ۱۳۱۱ ” مستوفی الممالک ” در گذشت. با مرگ وی یکی از عوامل موثری که تا آن زمان حتی الامکان مانع از تندرویها و تصفیه حسابهای رضاشاه با دیگر شخصیتهای پُر نفوذ زمان

گردیده بود از صحنه خارج شد . دو روز بعد ” علی منصور ” وزیر داخله در جلسه هشت شهریور ۱۳۱۱ مجلس شورای ملی لایحه  سلب مصونیت اسماعیل خان صولت الدوله و ناصرخان را به تصویب مجلس رساند و آنان بازداشت شدند .صولت الدوله قشقایی پس از چند ماه زندان در مرداد ۱۳۱۲ در زندان در گذشت. یک ماه بعد پسرش ناصرخان از زندان آزاد و به قریه ” آدران ” در شهریار تبعید شد .

دوره های هفتم و هشتم هر چند که ایلخان و پسرش عنوان نمایندگی را در مجلس داشتند، اما آن ها هر دو در تهران تحت نظر بودند، و حتی حق خروج از تهران را بدون اجازه نامه کتبی رضاشاه را نداشتند. و برای ایل نیز این دوره از سیاه ترین و سخت ترین دوران زندگی عشایر بود، که تحت فشار و ظلم و چپاول مامورین انتظامی حاکم بر ایل بودند. و خاطره های اسکان اجباری در زمستان های پربرف و آتش زدن چادرها و بر داشتن روسری زنان خود توسط مامورین انتظامی بودند.

دوره نهم

نهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٢۴ اسفندماه ١٣١١ خورشیدی برابر با ١٨ ذیقعده ١٣۵١ افتتاح شد. طرح تأسیس دانشگاه تهران در این دوره تصویب شد. دوره نهم در تاریخ ٢١ فروردین ماه ١٣١۴ (٧ محرم ١٣۵۴) پایان یافت. در این دوره از ایل قشقایی کسی به نمایندگی در مجلس شورای ملی حضور نداشت.

دوره دهم

دهمین دوره قانونگذاری روز پنجشنبه ١۵ خرداد ماه ١٣١۴ خورشیدی برابر با ۴ ربیع‌الاول ١٣۵۴ هجری قمری افتتاح شد و در ٢٢ خرداد ماه ١٣١۶ ش (٣ ربیع‌الثانی ١٣۵۶) پایان یافت.

در سال ۱۳۱۳ ﻫ.ش نیز با تصمیم رضاشاه مبنی بر لغو نمایندگی ایل ها درمجلس، حوزه ی انتخابی ایل  قشقایی همانند سایر ایل ها منسوخ شد. و ایلات از حق انتخاب نماینده برای مجلس محروم شدند که محرومیت آن ها تا کنون ادامه دارد.

دوره یازدهم

‌یازدهمین دوره در ٢٠ شهریورماه ١٣١۶ خورشیدی مطابق با ۵ رجب ١٣۵۶ افتتاح و در تاریخ ٢٧ شهریور ماه ١٣١٨ (۴ شعبان ١٣۵٨) پایان یافت.  و ایلات ایران، از جمله ایل قشقایی، نماینده ای در مجلس نداشت.

دوره دوازدهم:

‌دوازدهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٣ آبان ١٣١٨ خورشیدی مطابق با ٢١ رمضان ١٣۵٨ افتتاح شد و در ٩ آبان ١٣٢٠ (٩ شوال ١٣۶٠) خاتمه یافت. در شهریور همین سال بود که ایران به اشغال نیروهای متفقین درآمد و رضا شاه از سوی انگلیسی ها وادار به استعفا گردید و سلطنت به پسرش محمدرضا واگذار شد.

مجالس دوران محمدرضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

دوره سیزدهم:

‌سیزدهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٢٢ آبان ماه ١٣٢٠ خورشیدی مطابق ٢٣ شوال ١٣۶٠ توسط محمد رضا شاه پهلوی افتتاح و در تاریخ اول آذر ١٣٢٢ (٢۴ ذیقعده ١٣۶٢) پایان یافت.

پس از اشغال ایران توسط متفقین، در کشور حکومت نظامی حاکم شد. این امر سبب نارضایتی مردم و انتقاد از اوضاع شد. سرانجام در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ فروغی تشکیل کابینه داد و با استعفای رضاشاه پسر وی محمدرضا را به سلطنت نشست. فروغی انتخابات فرمایشی دوره‌ی سیزدهم مجلس را ادامه داد و دوره‌ی سیزدهم مجلس شورای ملی آغاز شد. تفاوت محسوس این دوره نسبت به دوره‌های قبل در آن بود که با اخراج رضاشاه از میزان خفقان و فشار سابق کاسته شد و مجلس تا حدودی نقش غالب خود را بازیافت. با این وجود هیچ تغییر مهمی در ترکیب وکلای مجلس در دوره‌ی سیزدهم مشاهد نشد.

دوره چهاردهم:

‌چهاردهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ۶ اسفند ماه ١٣٢٢ خورشیدی مطابق با اول ربیع‌الاول ١٣۶٣ هـجری قمری افتتاح گردید. در این مجلس برای نخستین بار پس از تکراری بودن ادوار، تعداد ٨٠٠ کاندیدا بر سر ١٣۶ کرسی مجلس با هم رقابت کردند. این دوره در ٢١ اسفند ١٣٢۴ (٧ ربیع‌الثانی ١٣۶۵) خاتمه یافت.

در انتخابات دوره‌ی چهاردهم مجلس شورای ملی که در سال ۱۳۲۲ آغاز شد بعد از بیست سال برای اولین بار بود که مردم طعم انتخابات آزاد را چشیدند. از این نظر انتخابات مجلس چهاردهم رقابتی‌ترین و مهم‌ترین انتخابات دوران پهلوی بود. در این دوره نتیجه‌ی انتخابات را نه دولت که نیروهای اجتماعی، گروه‌های سازمان‌یافته به‌ویژه احزاب سیاسی، فراکسیون‌های پارلمانی و حامیان خارجی آنها تعیین می‌کردند. با وجود آنکه انتخابات وضع آزادتری نسبت به گذشته داشت ولی امکان راهیابی نمایندگان واقعی ملت به مجلس مهیا نشد و جز عده‌ای بقیه همان بافت    وکلای زمان رضاشاه بود.

در این دوره محمد حسین خان قشقایی از شهر آباده و خسروخان قشقایی از فیروزآباد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شدند و محمد ناصر خان نماینده انتصابی مجلس سنای کشور شدند و برای اولین بار سه پسر صولت الدوله قشقایی به عنوان نمایندگان مجلس شورا و مجلس ملی در تهران حضور یافتند.

دوره پانزدهم:

‌پانزدهمین دوره قانونگذاری پس از یک فترت طولانی (٢ سال و چهار ماه و دو روز) در تاریخ ٢۵ تیرماه ١٣٢۶ خورشیدی مطابق با ٢٨ شعبان ١٣۶۶ افتتاح و در تاریخ ۶ مرداد ماه ١٣٢٨ (٢ شوال ١٣۶٨) به پایان رسید.

در این دوره نیز خسروخان از فیروزآباد  و برادرش محمدحسین خان قشقایی از آباده به عنوان نمایندگان مردم برای مجلس شورای ملی انتخاب و محمد ناصرخان سناتور بودند.

دوره شانزدهم:

شانزدهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ٢٠ بهمن ماه ١٣٢٨ خورشیدی مطابق با ٢١ ربیع‌الثانی ١٣۶٩ با نخستین دوره مجلس سنا توسط محمدرضا شاه پهلوی پس از شش ماه و سیزده روز فترت افتتاح گردید. تعدادی از کرسی‌های این مجلس در اختیار جبهه ملی قرار گرفت و مصدق و دوستانش مباحث مربوط به نفت را که در دوره پانزدهم مطرح شده بود در این دوره ادامه دادند. در تاریخ ٢٠ مهرماه، مصدق رهبر اقلیت ملی مجلس، دولت را در مورد مسئله نفت استیضاح کرد. در روز سوم اسفند ١٣٢٩، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت ایران به مجلس داده شد و پس از تصویب مجلس در ٢۴ اسفند ١٣٢٩ در ٢٩ اسفند به تصویب مجلس سنا رسید در همین دوره با تمایل نمایندگان مجلس، دکتر مصدق در اردیبهشت ١٣٣٠ به نخست وزیری انتخاب گردید. مجلس شانزدهم در ٢٩ بهمن ١٣٣٠ (٢٢ جمادی الاول ١٣٧١) خاتمه یافت.

در مجلس شانزدهم (۱۳۲۸) با قدرت‌یابی تدریجی محمدرضاشاه شاهد تسط نیروهای دولتی بر انتخابات هستیم این دخالت‌ها تا بدان حد بود که عده‌ای در دربار تحصن کرده و خواستار برگزاری انتخابات آزاد بودند ولی این تحصن کار به جایی نبرد. و این بار اقدام انقلابی فداییان اسلام در ترور هژیر که نقش مهمی در انحراف انتخابات داشت کمک شایانی به مبارزات مردم برای ملی‌شدن صنعت نفت با حمایت آیت‌‌الله کاشانی داشت. ورود عناصر مذهبی در جریان امور بار دیگر نشان داد که مجلس اگر بتواند جایی برای آن طبقه داشته باشد قادر خواهد از مسیری انحرافی‌اش برگشته و به آرمان‌های اولیه‌اش نزدیک‌تر شود.

در انتخابات دور شانزدهم مجلس خسرو خان بار دیگر از حوزه فیروزآباد به مجلس شورای ملی راه یافت، ناصرخان نیز به عنوان نماینده ی انتصابی سنا از فارس به نمایندگی مجلس سنا برگزیده شد در این دوره از انتخابات، رقیب انتخاباتی محمد حسین خان قشقایی امید سالار بود که مورد حمایت دربار و نخست وزیر -ساعد- بود. پس از مسائلی که بین دو طرف صورت گرفت، در نهایت در دوره شانزدهم به علت عدم برگزاری انتخابات این حوزه نماینده نداشت

در این دوره که موضوع ملی شدن نفت در اوج خود بود، خسرو قشقایی عضو و مخبر کمیسیون نفت در محلس بود. و به موجب صورتجلسه  بست وششم کمیسیون به تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۲۹ عبدالرحمن فرامرز چنین پاسخ میدهد: “راجع به ملی بودن نفت که جناب آقای قشقائی  (خسرو)پیشنهاد کردند” بر این اساس پیشنهاد ملی شدن نفت را آقای عبدالرحمن فرامرزی به خسرو قشقایی نسبت می دهند..

این دوره اوج قدرت سیاسی اجتماعی سران ایل قشقایی بود و در همه زمینه ها با دکتر محمد مصدق همفکری و همکاری داشتند. اما تحولی در زندگی مردم ایل صورت نگرفته و سران ایل هر چند دارای نفوذ و قدرت سیاسی در کشور بودند، اما دستاوردی از خود در این دوره برای مردم ایل به یادگار باقی نگذاشتند.

دوره هفدهم:

هفدهمین دوره قانونگذاری در تاریخ ١٧ اردیبهشت ماه ١٣٣١ خورشیدی مطابق با ٢ شعبان ١٣٧١ افتتاح شد در حالی که از ١٣۶ کرسی نمایندگان فقط ٧٩ کرسی آن دارای نماینده بود. به دنبال درگیری مصدق با مخالفان، مصدق در ١٢ مرداد ١٣٣٢ طی رفراندومی دوره هفدهم مجلس شورای ملی منحل و شروع انتخابات دوره هیجدهم موکول به اصلاح قانون انتخابات کرد.

شاه از فرصت عدم وجود مجلس استفاده کرده مصدق را عزل و زاهدی را به نخست وزیری گماشت. شاه طی فرمانی در ٢٨ آبان ١٣٣٢ دستور انحلال مجلسین را صادر کرد.

در این دوره نیز هر سه برادران قشقایی عضو مجلس شورای اسلامی و سنای ایران بودند. و این آخرین دوره حضور آنان در صحنه سیاسی داخل ایران بودند و بعد از کودتای ۲۸ مرداد از حضور در دایره سیاسی ایران بازماندند و دوران مهاجرت آنان به خارج از ایران آغاز شد و تا انقلاب اسلامی ایران ادامه داشت.

 

منصور نصیری طیبی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید